آخجون دوباره بغل دستی خوب گیرم اومده البته هرچقدر تعریف کنم ازش دستش بهم نمیرسه
تو کلاس از بس حرف میزنه بهش میگیم گنجشک تازه یه دوستامم میگه گنجشکک اشیمشی لب بوم ما نشست افتاد تو حوض بعدشم مرد
راستی چقدر دیروز خوش گذشت رفتیم اردو
از دست این مهدیا بذرافشانی و مریم مسجدی یک سره قایم میشدننن هی هم باید به این گنجشک قول میدادی همدست اونا نشی
خلاصه هرجامیرفتم:مهدیا رو ندیدی؟
گنشکم هرجا میرفت:مریم رو ندیدی؟
منم که باید مهدیا روپیدا میکردم یکسره مریم و میدیدم ولی تا میرفتم بگیرمش الفراار.
حالا وللش
مگه دیگه میشد چیزی خورد داشتم بالا میاوردم
اینم وللش
حالا بغل دستیم کیهه؟؟
گنجشک کیه؟؟؟
زهرا رعیت مقدم. 
بهترین دوسم شده.
فقط من یه اخلاق مهدیا رو بگم خالی شم اگه به مهدیا گوش ندیم همههه جد و آبادمونو رومون خالی میکنه هی مغنعه میکشه دیگم مهربون نیس مثل قدیما
البته من نقطه زعفشو میدونم راه درمانش همینه که.......
ما را در سایت خاطرات کودکی من دنبال میکنید
برچسب: گنجشک, نویسنده: بازدید: 148